خرید بک لینک
- این نی های شیر ، چنده ری را ؟+ روش نوشته 90 تومن .- اوفففف چقدر گرون ... یعنی با پولش چند تا کیک درنا میشه خرید؟+ قرار ما چی بود ؟ که شما به قیمت هیچ چیزی کار نداشته باشی ... اگه میخوای بَرش دار.- اوفففف خیلی گرونه حتما ، خارجیه مگه نه ؟ ... اوووف گرونه گرونه بَرش نمیدارم ... تو پولات تموم میشه....از همون روزِ اول که اومد ، وارد هر مغازه ای که شد ، یا هر چیزی که دلش خواست ، سریع قیمتش رو ازم پرسید ... و بعد مقایسه ی قیمت اون با تعدادِ کیکهای درنایی که میشه با اون پول خرید ....آخرشم همیشه گذاشت سر جاش و گفت این گرونه ، من نمی تونم بَرش دارم.+ کیک درنایی که توو خونه شبه پدری عصرانه ی روزانه شون بود ، معنیِ اون خوراکی رو میده که ارزونه و قابل خریدن و خوردن....پی نوشت :* ممکنه تو بتونی فقر رو از ظاهر کسی پاک کنی ، اما اینکه چقدر زمان می بره تا فقر از ذهن آدما پاک بشه ، الله اعلم* اینکه من هر سری بهش یادآور میشم " تو فقط هر چی توو مغازه میخوای رو بردار و به پولش فکر نکن "، قطعا عبارت درستی نیست و از نظر تربیت کودک می تونه بعدا برام مشکل ساز بشه .. اما واقعا هیچ ایده ای فعلا ندارم ... یا شایدم فعلا این برام از همه مهمتر که انقدر شدید به پول فکر نکنه و انقدر دوست داشتنی هاش رو به خاطر پول زمین نذاره ...* پارسال با ملکه رفته بودن کیک بخرن واسه تولدم ، گفته بود اگه بخوایم شمعِ عدد بخریم باید دو تا شمع بگیریم .. علامت سوال بخریم که یه پولِ شمع بدیم !و اینجوری شد که تولدم با شمعِ علامت سوال روی کیک برگزار شد !...من بدون روتوش:هر چی از سنم بیشتر میگذره ، بیشتر پی می برم که این دنیا کامـلا بر مدار بی عدالتی می چرخه ، البته به جز در مرگ...که همه از اون یکسان بهره می برند ! + نوشته ش

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 23:13

امشب سکوتی سنگین حکمفرمای جمع سه نفره ی خانه ی ما شده بود ؛ سایه سنگینِ تاخیری که در ویزای حامد پیش اومده .. و این سکوت هم شاید اون سنگینی رو بیشتر به رخ می کشید.شاید هر کدوممون توو این سکوت ، عالمی رو می کاوید.،..تصور کن حال و روز موسی را ، وقتی که مامور فرعون رو کُشد و از ترس فرار کرد ؛ دیگه نه امنیت داشت و نه پولی ...ماجرایی که در سوره قصص به آیه 23 میرسه ، اونجا که موسی به دو دختر جوان بر میخوره که به گوسفندانشون اجازه ی آب خوردن نمی دادند ، موسی دلیلش رو می پرسه و اونها میگن که ترس از این دارند که مالشون با گوسفندان چوپانان دیگه قاطی بشه ..موسی بدون توقع و چشم داشت به اونها کمک میکنه تا گوسفندانشون آب بخورنددر آیه 24 هستش که ادب دعا کردن به ما آموخته میشه :... فقال " ربِ انّی لِما اَنزَلتَ اِلیّ مِن خَیر فَقیر "" پروردگارا من به هر خیری که به سویم بفرستی سخت نیازمندم "..میدونی این که آدم به جایی برسه که بدون توقع ، به دیگران کمک کنه و فقیر به خیر از سمت خالق خودش باشه ، یعنی چی ؟خیری که برای موسی پیش اومد اولینش امنیت بود که توی آیه بعدیش بهش اشاره میشه ... دوم بهش همسری داده میشه ، اونم چه همسری ! ..که طبق آیه 21 سوره روم ، همسری که باهاش انس بگیره و موسی مهربونی رو تجربه کنه !سوم بهش کار داده میشه ... چهارم بهش خونه داده میشه.و قران دو بار دیگه هم با داستانهای مشابهی سعی کرده راه رو به ما نشون بده .... سوره انبیا آیه 83اونجا که ایوب نبی بیمار میشه و اموالش رو از دست میده ، توو این شرایط باز نوع درخواستش از خالق قابل تامل ه " مرا آسیب سختی رسیده و تو از همه مهربانان عالم ، مهربان تری"به سوره یوسف و داستانش هم که می رسیم ، باز به همین صورت ه ...توو آیه 33 سوره یوسف هم ،

برچسب: نویسنده: حدیث کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 14:43

صفحه بندی